
رویای روسوفیلها بر باد رفت؟
سه روز پیش، 24 فوریه، سومین سالگرد حمله روسیه به اوکراین بود. مجمع عمومی سازمان ملل به همین مناسبت قطعنامهای در محکومیت تجاوز روسیه به خاک اوکراین به رأی گذاشت که نهایتا با 93 رأی موافق به تصویب رسید. این قطعنامه پیشنهاد اروپا و اوکراین بود.
نکته جالب اما ریزش آرای موافق بود. در قطعنامههای مشابه پیشین از 193 کشور عضو سازمان ملل، تعداد آنهایی که رأی مثبت میدادند به بیش از 140 کشور هم میرسید؛ اکنون اما این ریزش رأی با توجه به تغییر رویکرد کاخ سفید نسبت به کرملین تفسیر میشود. به دنبال همین تغییر رویکرد آمریکا و اسرائیل جزو 18 کشوری بودند که به قطعنامه پیشنهادی اروپا و اوکراین رأی مخالف دادند. آرای کره شمالی، بلاروس و سودان نیز منفی بود.
رأی ایران اما در کنار چین و عربستان ممتنع بود. ایران پیش از این نیز بارها به قطعنامههای اینچنینی رأی ممتنع داده است؛ رأیی که تحلیلگران آن را نتیجه موازنه دیپلماتیک و نشاندهنده موضع محتاطانه ایران دانستهاند. ایران هم نخواسته که با رأی مثبت همسویی با اروپا داشته باشد و هم کوشیده خود را از اتهام بازی در سمت مسکو تبرئه کند.
نیروی آزادیبخش برای رهایی از استبداد آخوندی!
اما علیرغم اینکه رأی ممتنع ایران بیسابقه نیست، با این حال واکنشبرانگیز شده است. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی تلویحا چنین وضعیتی را برای روسوفیلهای وطنی شرمآور خوانده و نوشته است: «دولتهای ترامپ و نتانیاهو در کنار دولت پوتین قرار گرفتند و به قطعنامۀ پیشنهادی اروپا در مجمع عمومی سازمان ملل در بارۀ جنگ اوکراین رأی منفی دادند! حالا این روسوفیلهای وطنی که دیگران را به صرفِ مخالفت با سیاست روسیه به «غربگدایی» متهم میکردند، احساس شرم نمیکنند؟»
او افزوده: «نتانیاهو و ترامپ درصددند که مسئلۀ فلسطین و ایران را در برابر مسئلۀ اوکراین با پوتین تاخت بزنند! برای همین است که روسها حاضر نشدهاند در مقابل برنامه ترامپ برای اخراج فلسطینیها از نوارغزه حتی یک موضعگیری خشک و خالی کنند!»
زیدآبادی با این کنایه که «ایدئولوژیک کردن روابط بینالملل نتیجهای بهتر از این ندارد»، اضافه کرده: «این تازه نصف بدبختی است! از این به بعد باید شاهد دفاع از پوتین توسط اپوزیسیونی باشیم که به نتانیاهو دخیل بسته است! روسها دیگر آن خائنانی که خاک ایران را به توبره کردهاند، نخواهند بود! آنها بخشی از نیروی آزادیبخشی معرفی خواهند شد که به کمک ترامپ و نتانیاهو قرار است ما را از «استبداد آخوندها» نجات دهند!»
ماحصل «شرقگرایی بدون پشتوانه»
آنچه اسباب نگرانی شده در واقع نه رأی ممتنع ایران، بلکه این است که ایران با آن غلظت شرقگرایی که همواره داشته، قرار است از این به بعد با روسیهای که دست دوستی با آمریکا میدهد و ممکن است در معامله با آن، ایران را نیز روی میز بگذارد، چه کند؟
رأی ممتنع ایران به قطعنامه سازمان ملل در سومین سالگرد حمله روسیه به اوکراین، نشاندهنده موازنه دیپلماتیک است. آنچه واکنشبرانگیز شد اما هماهنگی مسکو و واشنگتن در دادن رأی مخالف به این قطعنامه بود که برخی آن را خبری شرمآور برای روسوفیلهای وطنی خواندند
در واکنشی دیگر محمد مهاجری به همین موضوع اشاره کرده و در کانال تلگرامیاش نوشته است: «دوره بایدن تمام شد و ترامپ آمد. ترامپ یکهویی ضد زلنسکی شد. قاعدتا هرکه ضد ترامپ و آمریکاست باید به کام ما اصولگراها شیرین بیاید. همین جا بود که دمخروسمان بیرون زد و گرگیجه گرفتیم. اما خودمان را زدیم به کوچه علی چپ و سیاستی دیگر در پیش گرفتیم.»
او با طرح این سوال که پوتین با ترامپ بر سر چه چیزی معامله کرده است، افزوده: «ترامپ کاسب است و همینطوری الکی موافقت نمیکند که بخش بزرگی از بهترین مناطق اوکراین به تصرف روسیه درآید. ترامپی که یک گله جا (غزه) را مال خودش میداند چرا باید بخش مهمی از خاک اوکراین را مفت به پوتین واگذار کند؟»
بحث و گمانهزنیها برای پاسخ به این سوال داغ است. تحلیلگران بسیاری معتقدند که ترامپ قطعا در معامله با روسیه، ایران را نیز جزو شروط توافقش خواهد آورد و روسیه در ازای یک پایان پیروزمندانه در جنگ اوکراین، ایران را خواهد فروخت.
گروهی دیگر اما تاکید میکنند که ایران برای روسیه همچنان کشوری استراتژیک است که در موضوعات مهمی چون سوریه کماکان میتواند همپیمان مسکو باشد؛ بنابراین روسها به آسانی ایران را به عنوان کارت بازی روی میز معامله با ترامپ نخواهند آورد.
ابهام در بازی بزرگ مسکو و واشنگتن
محمد شوری، کارشناس روسیه و حوزه اوراسیا در این باره به ایلنا گفته است: «در مورد نقشی که روسیه میتواند در ارتباط با تنشهای میان ایران و آمریکا ایفا کند، چه به صورت مثبت و چه منفی، به نظر میرسد بحثهایی که در ایران مطرح میشود، چندان با واقعیتهای صحنه تطابق و همخوانی ندارد.»
او توضیح داد: «از یک سو، روسیه نه آنقدر ابزار و امکانات دارد که بخواهد در تعامل خود با آمریکا از کارت ایران استفاده کند و ایران را به نوعی وجهالمصالحه خود قرار دهد و نه از سوی دیگر، رابطه روسیه و آمریکا به گونهای است که انتظار نمیرود به سرعت به مرحله عادی در روابط دو کشور برسد و دو کشور بتوانند مسائل بین خود را حل و فصل کنند.»
لاوروف آیا در پی توافق کرملین و کاخ سفید به ایران آمده تا به تهران بگوید که بدون شرط و شروط پشت میز مذاکره بنشیند؟ یا اینکه این صرفا گمانی بدبینانه است و وزیر خارجه روسها برای گفتوگوهای منطقهای و ایفای نقش میانجی خود را تهران رسانده است؟
او با تاکید بر اینکه روسها امکان نقشآفرینی زیادی در مورد ایران ندارند، ادامه داده: «چیزی از ایران در دست روسها نیست که بخواهند به غربیها بفروشند، تنها اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که آنها به هر حال تعهدی برای کاهش همکاریهای نظامی خود با ایران بدهند که این موضوع برای ایران قابل مدیریت است. اما از سوی دیگر، تصور میکنم بعید است که روسها به چراغ سبزی که ترامپ به آنها نشان میدهد، توجه کنند؛ چراکه آنها هنوز با موانع زیادی مواجه هستند و ممکن است نهایتاً چهار سال بیشتر دوام نداشته باشد.»
تحلیلگرانی که نگرانیها درباره روسیه را مطرح میکنند اما تاکید دارند که روسها ممکن است در زمینههای مختلفی اعم از همکاریهای اطلاعاتی علیه ایران، کاهش نفوذ ایران در منطقه به ویژه در لبنان، یمن و عراق یا همکاری در فشار مضاعف به ایران بر سر برنامه هستهای به توافق برسند؛ به ویژه که ایران یکی از محورهای گفتوگوی دو هفته پیش ترامپ و پوتین بوده است.
وانگهی تغییر سیاست و موضع مسکو نسبت به تهران، حتی اگر بدون هیچ اقدام عملی یا همکاری با واشنگتن باشد، دست کم انزوای سیاسی ایران را تشدید خواهد کرد؛ کمااینکه در ماجرای جزایر سهگانه، روسیه علیه ایران در کنار اعراب ایستاد. چین نیز چنین کرد. اروپا نیز برای اولین بار ایران را اشغالگر خواند و تداوم این روند در پروندههایی از این نوع، ایران را به لحاظ سیاسی تحت فشار خواهد گذاشت.
لاوروف در تهران؛ میانجی صلح یا معاملهگر قدرت؟
روز گذشته سرگئی لاوروف که اخیرا در ریاض با مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده دیدار کرده بود، به ایران آمد. با سفر او این گمانهزنیها تشدید شده که آیا او در پی توافق کرملین و کاخ سفید به ایران آمده تا به تهران بگوید که بدون شرط و شروط پشت میز مذاکره بنشیند یا اینکه این صرفا گمانی بدبینانه است و وزیر خارجه روسها برای گفتوگوهای منطقهای و به طور خاص درباره سوریه به تهران آمده یا اینکه آمده است تا بسته پیشنهادی ایران را برای آمریکا ببرد و همان نقش خوشبینانه میانجی را ایفا کند.
مذاکرات اما پشت درهای بسته است و هنوز کسی نمیداند دقیقا چه بده بستانهایی میان سیاستمداران در جریان است و اتفاقا از باب همین مهآلود بودن اوضاع و احوال است که محمد مهاجری در یادداشتاش با مقایسهای میان زلنسکی و روسوفیلهای ایرانی آورده است: «این به قول ما دلقک یهودیزاده در اوج خاک برسری به خاطر غربگدایی است، اما خاک برسرتر از او ما شرقگداهای اصولگراییم که در برابر معاملات بعدی پوتین با آمریکا، نمیدانیم، پرگار قدرت، چه محدودهای برایمان ترسیم میکند؟»